|
بسم الله الرحمن الرحیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند:
إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ (كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي) مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا
همانا من ترک می کنم شما را در حالیکه دو چیز گرانقیمت در نزد شما باقی می گذارم. قرآن و عترت. تا زمانیکه به آن دو تمسک جسته اید هرگز بعد از من گمراه نمی شوید.
این حدیث شریف به صورت متواتر در کتب شیعه وسنی وارد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در این حدیث شرط استقامت در راه حق و عدم گمراهی را تمسک به قران و عترت می دانند. ولی متاسفانه کسانی که در طول تاریخ خود را "اهل سنت" و پیروان سنت نبوی خوانده اند به قران و عترت تمسک نجستند. و همین مساله موجب شده است که در لجن زار گمراهی و ضلالت غوطه ور شوند. فتاوای عجیب و غریب و مضحک ایشان دلیل و گواه روشن و واضحی بر ضلالت ایشان می باشد که ما بخشی از آنها را در اینجا بیان می کنیم:
مرد بزرگسال با خوردن شير مَحرَم مى شود !!
اهل سنت طبق روایت مضحک و دروغی که در کتب خود راجع به شیر دادن مرد بزرگسال نقل کرده اند فتاوای عجیب و غریبی داده اند. روایت جعلی که نقل کرده اند میگوید:
پس از نزول آيه چهارم و پنجم سوره أحزاب كه در آن خداوند پسر خوانده را همانند فرزند واقعى ندانسته و فرمان مى دهد كه آنان را فرزندان پدران خودشان بدانيد و بايد حريم شرعى را رعايت كنيد، مسلم و أبو داود ونسائى و ابن ماجه ودارمى وبيهقى ومالك وأحمد و طبرانى وديگران از عائشه نقل كرده اند كه گفت: زنى بنام سهله دختر سهل خدمت پيامبر(ص) آمد وگفت: اى رسول خدا(ص) سالم فرزند خوانده أبو حذيفه است كه در خانه ما است، و من با سر برهنه و بدون پوشش در برابرش ظاهر مى شوم، احساس مى كنم ابو حذيفه اينگونه دوست ندارد و ناراحت مى شود، چكار كنم؟
ابن حزم و داود ظاهرى تحت عنوان «مذهب عائشه» مى گويند: اگر مردى بزرگسال از پستان زنى شير بنوشد حكم طفلى را خواهد داشت كه از پستانش شير نوشيده است. (2)
شافعى نيز اين حديث را پذيرفته است زيرا وى پس از نقل آن و طرح سؤالاتى پيرامون آن مى گويد: بنا بر نقل أمّ السلمه اين فرمايش رسول خدا(ص) مخصوص همان يك نفر يعنى سالم مولى أبو حذيفه خواهد بود، چون شير دادنى كه موجب محرميّت مى شود در باره طفل شير خواره است كه لاأقل بايد پنج نوبت و بدون فاصله از پستان زنى شير بنوشد و افراد بزرگتر از اين قاعده خارج هستند. (3)
بيست سال دوران باردارى
داشتن نُه همسر
سپس مى گويد: نخعى و ابن أبي ليلى نيز چنين فتوايى را صادر كرده اند. (6) از اين مهمتر سخن كسانى است كه حدّ و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند شوكانى به نقل از ظاهريّة، وابن صباغ وعمرانى و قاسميّه از فرق زيديّه ونظام الدين أعرج، او در تفسير آيه: (فانكحوا ما طاب لكم من النساء) مى گويد: گروهى از اين آيه اينگونه استفاده كرده اند كه در تعداد همسر هيچ محدوديّتى وجود ندارد زيرا آيه اطلاق دارد و خداوند عدد خاصّى را بيان نفرموده است. (7) چهار سال مدّت باردارى أحمد حنبل معتقد است كه دوران بار دارى بيش از چهار سال نيست، پس اگر مردى همسرش را طلاق دهد يا به ميرد و آن زن با شخص ديگرى ازدواج نكند وپس از گذشتن چهار سال از وفات شوهر و يا طلاق، فرزندى به دنيا آورد، آن بچّه متعلّق به همان پدر خواهد بود و عدّه طلاق هم تمام مى شود. (8) يك بچّه و چند پدر!!!!!
عجيب ترين فتوا
فتوا به حلال بودن زنا !
اگر مردى آلتش را در پارچه اى بپيچد و با زنى نزديكى كند پس اگر احساس لذّت كند و حرارت و گرماى درون را لمس كرد حجّ او باطل مى شود، وگر نه ضررى نخواهد داشت. (12)
ازدواج پدر با دختر
ازدواج با محارم
از جمله فتواهاى نادر روزگار كه مخالف قوانين ودستورات شرع مقدّس است فتاواى ذيل است كه ابن قدامه نويسنده صاحب نام آن را نقل كرده و مى نويسد:
مالك و شافعي فتوا داده اند: نکاح و ازدواج با دختر و خواهر و دختر فرزند و دختر برادر و دختر دختر جایز می باشد. (المغنی ابن قدامة 7/485)
بازهم مجوّزى براى زنا
همچنین در فتوای یک از فقهای بزرگ اهل سنت و مفتی وقت مدینه منوره متوفای 212 ق, دوست و همنشین مالک رئیس فرقه مالکیه آمده است: اگر کسی پولی به زنی بدهد و با او زنا کند دیگر حدی بر او نیست ! (المحلی ابن حزم 11/251)
همین فتوا را ابوحنیفه داده است که: اگر زنی برای کاری اجیر شود و با او عمل زنا صورت گیرد و یا از اول برای زنا اجیر شود حدی بر هیچکدام از زن و مرد نیست ! (المحلی ابن حزم 12/196)
اقامه دو شاهد دروغ !
در کتاب الحیل از بخاری نوشته شده است که: بعضی گفته اذن ندهد دختر باکره خود را تا با او ازدواج نماید پس می تواند حیله (نقشه) بزند و دو شاهد دروغ اقامه کند بر اینکه آن دختر را با رضایت خود او عقد کرده است و به این جهت قاضی حکم کند به صحت نکاح او و حال آنکه شوهر می داند که شاهدان دروغ گفته اند. پس باکی برای او نیست که با آن دختر جماع کند و همین ازدواج صحیحی است. (صحیح بخاری8/62)
جواز زنا با زن خدمتكار
ابن ماجشون از فقيهان مالكى مى گويد: اگر كسى با زنى كه خدمتكار اوست زنا كند حدّ شرعى بر او جارى نمى شود. (17)
ملحق شدن بچّه به پدر اگر چه با همسرش نزديكى نكرده باشد
تعصّب بى رحمانه
از اين سخن بوى شكّ و ترديد به مشام مى رسد و معلوم مى شود كه در عقيده اش محكم نبوده است. (19)
شير گاو و گوسفند و فتواى خواهر و برادرى
جواز استمناء (خود ارضایی)
از مجاهد نقل شده كه گفته است: آنانكه پيش از ما مى زيسته اند پسران جوانشان را به استمناء و همچنين دختران و زنان را به استفاده از وسيله اى براى خود ارضايى وادار مى كرده اند تا از زنا دورى كنند. (21)
ابن جريح از عمرو بن دينار نقل مى كند كه گفته است: مانعى در جايز نبودن استمناء نمى بينم. (22)
ابن مفلح (از علمای اهل سنت) می گوید: زن نیز مانند مرد می تواند چیزی شبیه آلت را برای خود استعمال کند. سپس ادامه می دهد: استمناء عبارت است از کاری که به واسطه آن منی از انسان خارج شود و امام احمد بن حنبل با وجود ورع و تقوایی که داشت این کار را جایز می دانست. چرا که اینکار خارج کردن مواد زائد از بدن است. لذا انسان می تواند هر وقت لازم بود اینکار را انجام دهد و اصل وریشه آن به حجامت و رگ زنی برمی گردد !!! (مغنی ابن قدامة 3/87)
پاک بودن منی !
شافعی (رئیس شافعیه) من را پاک می داند. به سبب آنکه خداوند در قران می فرماید: "ما بنی آدم را گرامی داشتیم." پس چگونه او را گرامی دارد در حالی که منی که اصل اوست نجس باشد. (سراج الوهاج ص603)
جواز نگاه كردن به عورت زن
زناشويى با همسر در برابر نگاه ديگران
جواز استفاده زن از آلت مصنوعى
حكم كسى كه با تمام بدنش داخل فرج و عورت زن شود
و از آن بدتر تراوشات فكرى اسلام شناس سنّت پيشه ديگر است كه گفته است: اگر مردى آلتش را در آلت مرد ديگرى داخل نمايد بر هر دو نفر غسل واجب مى شود. (29)
حكم كسى كه داخل شكم همسرش شده باشد
مردی که آلتش را نصف کرده و هر کدام را داخل فرج زنی نماید !
همجنس بازى با مملوك
ابن سهل أبيوردى شافعي كه او را يكي از امامان دنیای خود از حیث علم و عمل و از بزرگان فقهاء خود می دانند, در فتوايش گفته است: اگر كسى با مملوك خودش يعنى جوان و مردى كه خريده است لواط كند حدّ شرعى بر وى جارى نمى شود ولى اگر با مملوك ديگرى باشد حدّ جارى مى شود. (32)
جواز لواط !
ابن قیم جوزیه در کتاب اغاثة اللهفان 2/515 نوشته است که: یکی از علمای اهل تسنن کتابی در حلال بودن لواط به فتوای مالک نوشته است! و نیز ابن شهر آشوب نقل کرده است که جاحظ نیز کتابی دارد به نام "دارئة الحد عمن یتعاطی الغلمان" یعنی برداشته شدن حد از کسانی که با نوجوانان لواط می کنند. (مثالب النواصب ص50)
غاصب، مالك مى شود
نبيذ پاك و خوردنش حلال !!
نويسنده و مؤلّف فتح القدير مى گويد: با اينكه نبيذ همانند خمر سكر آور است ولى نوشيدن آن مباح است. (35)
ابو حنيفه و ابو يوسف نيز فتوا بر حلیت نبیذ داده اند. (36)
شریک بن عبدالله نیز گفته است که نبیذه مباح است. (37)
همچنین روایت کرده اند از علقمه که عبدالله بن مسعود نیز نبیذ می نوشید. (38)
نيم خورده سگ وخوك پاك و حلال است
خوردن كرم و حشرات
گوشت حيواناتى كه به روش غير شرعى ذبح شده باشند حلال است
فقيه و پيشواى شافعيان فتوا به حلّيّت گوشت حیوانی می دهد که به روش غیر شرعی ذبح شده باشد و می گوید: ذكر نام خدا مستحبّ است نه واجب. و ديگران مانند: فخر رازى و پيشواى حنبليان نيز وى را تأييد وهمراهى كرده اند. (41)
و همچنین عطاء و مجاهد و مکحول و اوزاعی و لیث فتوا داده اند که اگر حیوانی را مسیحیان برای کلیساهای خود ذبح کنند و یا با ذکر نام مسیح یا صلیب و یا با اسماء روحانیون و رهبانیون شان ذبح کنند حرام نمی باشد ! (42)
جواز رقص و آواز
با كمال تأسّف كتابهاى فقهى و روايى مدّعيان پيروى از سنّت و سيره اسلاف مطالبى را به دين و شرع در ارتباط با رقص و غنا و موسيقى نسبت داده اند كه هر مسلمان با غيرت و متشرّع را شرمنده مى كند.
ماوردی از علمای بزرگ اهل سنت ابتدا حلّيّت غنا و رقص را به مردم حجاز نسبت داده سپس براى تأييد به سخن يا سخنانى از رسول اعظم(ص) استناد جسته اند.
تغيير سنّتها به بهانه ضدّيّت باشيعه
انگشتر
نويسنده كتاب هدايه كه حنفى است مى نويسد: انگشتر در دست راست سنّت و مشروع است ولى چون رافضيان (شيعه) اينگونه استفاده مى كنند، ما اهل سنّت انگشتر را در دست چپ قرار مى دهيم. (44)
تحت الحنك
در باره شيوه و نوع بستن و استفاده عمامه دستور و سفارش وجود دارد مخصوصاً رها كردن يك طرف عمامه و شال سر (تحت الحنك)، كه آيا از طرف راست قفسه سينه باشد يا چپ آن.
ساختن قبور
غزالى و ماوردى كه هر دو از فقيهان شافعى مذهب هستند گفته اند: هم سطح قرار دادن قبر مردگان دستور و سنّت شرع مقدّس است (يعنى كمى بلندتر از سطح زمين و صاف و بدون برآمدگى باشد) و چون شعار و از نشانه هاى رافضه (شيعه) قرار گرفته است ما اهل سنّت بايد قبر هارا به حالت تسنيم در آوريم و بسازيم. (يعنى بر آمدگيهايى مانند كوهان شتر).
نماز ميّت
عاشورا و عزادارى
هر كس در آن روز سرمه به چشمش بكشد به يزيد و پيروان او شباهت يافته است اگر چه براى سرمه در آن روز دليل و مدرك داريم ولى ترك سنّت وقتى كه شعار اهل بدعت شد خود سنّت است مانند انگشتر در دست چپ قرار دادن.
مسافرت براى زيارت پيامبر (ص) سفر معصيت است!
مسافر در روزه گرفتن و نه گرفتن آزاد است
جواز وضو ساختن با شراب !
سید شریف مرتضی در کتاب الناصریات خود با ذکر اسناد عدیده می نگارد: ابوحنیفه و محمد فتوی به وضو گرفتن با شراب داده اند. (52)
سفیان ثوری گفته است: وضو و غسل کردن با شراب خرما جایز است.
یکی دیگر از بزرگان اهل سنت, حمید صاحب الحسن بن حی می باشد که پا را فراتر گذارده و اینگونه فتوا داده است: با شراب خرما مخصوصا, می توان وضو و غسل واجب انجام داد. حال چه در سفر و چه در وطن, آبی برای وضو و غسل داشته یا نداشته باشد. (53)
در جای دیگر اوزاعی گوید: وضو گرفتن با هرنوع شرابی برای نماز جایز است. (54)
بطلان وضو با دست زدن به شیعه !
شافعي كه جواز وضو با آب نیم خورده سگ را قاتل است در جای دیگر اینگونه فتوی می دهد: بر ما واجب است هنگامی که وضو می سازیم با آن رطوبت, به رافضی (شیعه) دست نزنیم. در غیر این صورت باید مجددا طهارت حاصل کنیم. (قابل توجه این است که به عقیده وی, آب نیم خورده سگ برای وضو گرفتن اشکالی ایجاد نمی کند اما تماس با شیعه در حین وضو گرفتن وضو را باطل میکند.) (55)
جواز سجده بر مدفوع سگ
بزرگان اهل سنت که شیعه را از سجده بر روی مهر و تربت منع می نمایند, سجده بر مدفوع و فضله سگ را جایز می دانند ! کتاب قواعد الاحکام نقل میکند: ابوحنیفه و یکی از بزرگان چهارگانه اهل سنت سجده نمودن در نماز بر فضله سگ را جایز دانسته است. (56)
سجده با بینی به جای پیشانی !
در کتاب الصراط المستقیم آمده است که: ابوحنیفه جایز می دانست به جای سجده با پیشانی, سجده با بینی را ! (یعنی به جای اینکه پیشانی را روی زمین یا فرش یا مدفوع انسان یا مدفوع سگ بگذارد, نمازگزار می تواند بینی خود را بر زمین یا هر چیز دیگری بگذارد.) (57)
در وضو "ترتیب" شرط نیست !
می دانیم که در وضو شرط اول صحت وضو, ترتیب است. یعنی اول باید صورت راشست, بعد دست راست و دست چپ و مسح سر و مسح دو پا. اما ابوحنیفه و مالک فتوی به عدم وجوب ترتیب بین اعضاء در وضو داده اند.
نماز جماعت به امامت هر فاسق و فاجر
بسیاری از راویان و محدثان اهل سنت این روایت را به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه و اله نسبت داده اند که آن حضرت فرمود: پشت سر هر نیک و بدی نماز بخوانید! (58) از این رو, فقهای اهل سنت طبق این روایت فتوا داده اند که عدالت در امام جماعت شرط نیست. (59)
ابن حزم اندلسی در کتاب الفصل فی الملل و النحل می گوید: گروهی بر این اعتقادند که نماز را جز به امامت شخص فاضل (کسی که جمیع شرایط امامت در نماز از جمله عدالت را دارا باشد) نمی توان برگزار کرد. این قول خوارج و زیدیه و رافضی ها است. و همه اصحاب پیامبر ص بدون اختلاف و تمام فقهای تابعی و بسیاری از افراد بعد از آنها و همه اهل حدیث که این سخن احمد بن حنبل, شافعی, ابوحنیفه, داود و دیگران است نماز پشت سر فاسق را جایز دانسته اند. ما نیز به این معتقدیم و هر که خلاف آن را بگوید بدعتی گزارده است. (60)
و تفتازانی در شرح عقائد نسفیه میگوید: نماز پشت سر هر شخص نیک و بدی میتوان گذارد به خاطر حدیث پیامبر ص و نیز به خاطر اینکه علمای اهل سنت پشت سر هر فاسق و اهل هر نوع هوی و هوس (اگرچه آن کس زناکار و یا لواط کننده ویا شرابخوار باشد) نماز گذارده اند. (61)
خروج از نماز با خارج کردن باد معده !!
سلام نماز یعنی گفتن: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و خروج صحیح از نماز. حال ابوحنیفه فتوای دیگری دارد و آن اینکه نمازگزار میتواند به جای گفتن السلام علیکم و رحمة الله و برکاته با خارج ساختن باد از معده از نماز خارج شود.
صاحب کتاب قواعد الاحکام 1/118 و ارشاد الاذهان 1/138 و مختلف الشیعه 1/118 می نگارد: جایز است به جای سلام در نماز واجب بعد از تشهد, جایز است اخراج ریح (باد معده) کند و به جای خواندن حمد یک آیه کفایت حتی اگر به صورت ترجمه (نه لفظ عربی) باشد !
فرزند شوهر دوم فرزند شوهر اول می شود!
در کتاب مناظره حنفیه با شافعیه آمده است که: ابوحنیفه می گوید اگر شوهر زنی مدت زمان غایب گردد و مدتی از او خبری یافت نشود. و خبر مرگ او را بیاورند و او پس ازتمام شدن عده شوهرش ازدواج کند و فرزندی بیاورد آنگاه پس از مدتی شوهر اول پیدا شود و برگردد, فرزندهای حاصل از ازدواج دوم نیز از آنِ شوهر اول می شود ! (62)
خدا را ببینید !
از حنبلی مشهور است که خدا را جسم می داند. (63) و میگوید: خدا بر عرش نشسته و از عرش به مقدار چهار انگشت بزرگتر است, یا عرش از او به آن مقدار بزرگتر است و در هر شب جمعه در حالی که سوار بر خری می باشد از آسمان دنیا بر بام مسجدها فرود می آید و به شکل و شمایل پسری بی مو و خوش صورت که موهایی مجعد (پیچیده) و کاکل به سر دارد و دو نعلین در پا دارد که بندهای آن از مروارید آبدار است. (64)
به همین سبب قبل از این علمای حنبلی, آخورهایی در پشت بام های منازل خود می ساختند و در آنها کاه و جو می ریختند که شاید مرکبی که خدا سوار بر آن است مشغول به خوردن آنها شود و به این جهت خدا قدری در آنجا توقف نماید ! (65)
-------------------------- اسناد:
(1) صحيح مسلم 2 / 1076 الرضاع ، ب 7 ح 1453 ( ستة أحاديث)، سنن أبي داود 2 / 223 ح 2061، صححه الألباني في صحيح سنن أبي داود 2 / 388 ح 1815، سنن النسائي 6 / 413 - 415 ح 3319 - 3325، صححه الألباني في صحيح سنن النسائي 2 / 698 ح 3112 - 3118، سنن ابن ماجة 1 / 625 ح 1943، صححه الألباني في صحيح سنن ابن ماجة 1 / 328 ح 1579، سنن الدارمي 2 / 158، الموطأ ، ص 323 ح 1284، مسند أحمد بن حنبل 6 / 201 ، 255 ، 271، السنن الكبرى 7 / 459 ، 460، المعجم الكبير للطبراني 24 / 289 - 292 ح 737 - 742 .
(2) المحلى 10 / 202، وراجع بداية المجتهد 2 / 36.
(3) كتاب الأمّ: 5/30.
(4) الايضاح - الفضل بن شاذان الأزدي ص 92.
(5) تبيين الحقائق: 2/112.
(6) رمز الحقائق: 1/143، نفحات الأزهار: 4/248.
(7) غرائب القرآن: 4/172
(8) المغني لابن قدامة 9 / 117
(9) المغني لابن قدامة: 6/430-432
(10) الفقه الإسلامي للزحيلي 7 / 683
(11) طبقات الشافعية الكبري لتاج الدين علي بن عبد الكافي: 5/136-145
(12) البحر الرائق: 3/16
(13) الايضاح - الفضل بن شاذان الأزدي ص 92.
(14) المغني لابن قدامة 7 / 485 , المغني لابن قدامة 7 / 485, مناقب الإمام الشافعي ، ص 532
(15) المغني:10/155-152. المبسوط: 9/85.
(16) المجموع - محيى الدين النووي / ج 20 / ص 20 / ط دار الفكر
(17) المحلى لابن حزم / ج11 / ص251/ ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر
(18) المغني لابن قدامة / ج8 / ص64 / ط دار الفكر الأولى 1405 هـ
(19) الكامل في التاريخ: 8/307ـ308.
(20) المبسوط 30 / 297 ، 1 / 139 .
(21) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمي بتحقيق الأعظمي
(22) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 392 / ط المجلس العلمي بتحقيق الأعظمي
(23) المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمي بتحقيق الأعظمي
(24) المحلى لابن حزم / ج11/ ص392 / ط دار الفكر بتحقيق أحمد شاكر
(25) الفقه على المذاهب الأربعة للجزيري / كتاب النكاح / مبحث فيما تثبت فيه حرمة المصاهرة / ص848 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم / بيروت
(26) الفقه على المذاهب الأربعة للجزيري / كتاب النكاح ج هل للزوج أن يجمع بين زوجاته في بيت واحد وفي فراش واحد؟ / ص947 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم ج بيروت.
(27) بدائع الفوائد لابن قيم الجوزية / ج 4 / ص 905.
(28) حاشية الشرح الصغير على أقرب المسالك للصاوي / ج2 / ص 164 / ط مصر1392 ه / كذلك في حاشية الدسوقي على الشرح الكبير / ج1 / ص5
(29) حواشي الشرواني - دار الكتب العلمية / ج1 / ص 259 / كذلك في حاشية السجا - دار الفكر / فصل في موجبات الغسل .
(30) الخلاف لعبد الجليل عيسى / صفحة 90.
(31) حواشي الشرواني على تحفة المحتاج لعبدالحميد الشرواني / ج 1 / ص 260 / كتاب الطهارة / ط دار إحياء التراث.
(32) طبقات الشافعية الكبرى/ ج4 / ص43 الى ص45 ت263 / ط دار هجرالثانية 1992
(33) الفقه الإسلامي للزحيلي 5/726 و 727
(34) المجموع 14/272
(35) فتح القدير 9 / 30
(36) الهداية 8 / 31, الإستذكار 24 / 304، المبسوط 24 / 12
(37) فتح القدير 8 / 31
(38) حدثنا الأعمش عن إبراهيم عن علقمة أنه شرب عبد الله بن مسعود.شرح منهاج الكرامة - العلامة الحلي ص صفحة 111.
(39) المغني لابن قدامة: 1 / 70.
(40) المغني لابن قدامة 11 / 65، رحمة الأمة في اختلاف الأئمة ، ص 251
(41) المغني لابن قدامة 11 / 34، المحلى 6 / 87، وذكر الفخر الرازي هذا المسألة في مناقب الإمام الشافعي ، ص 535 وانتصر للشافعي فيها .
(42) اقتضاء الصراط المستقيم ، ص 254 .
(43) الحاوي الكبير للماوردي 21 / 22 - 204 .
(44) عن الصراط المستقيم 2 / 510، ومنهاج الكرامة ، ص 108، الغدير 10 / 210 .
(45) ربيع الأبرار للزمخشري 4/24.
(46) شرح المواهب للزرقاني: 5/13.
(47) رحمة الأمة في اختلاف الأئمة ، ص 155 .
(48) عن الصراط المستقيم 2 / 510 .
(49) روح البيان: 2/142.
(50) قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة ، ص 73، اقتضاء الصراط المستقيم ، ص 430
(51) راجع أقوالهم في سنن الترمذي: 3 / 90 ، الفقه على المذاهب الأربعة 1 / 575 ، بداية المجتهد 1 / 296 .
(52) سنن كبري بيهقي 1/9, سنن ترمذی 1/147, سنن ابوداود 1/121, سنن ابن ماجه 1/135, سنن دارقطنی 1/78, مصنف ابن ابی شیبه 1/25.
(53) كتاب طهارت سید خوئی ص38
(54) المجموع محيي الدین النووی 1/93
(55) الاربعين ص652
(56) قواعدالاحکام 1/118
(57) الصراط المستقیم ص99
(58) كنزالعمال 6/54, جامع الصغیر 2/45, السنن الکبری 4/19, کشف الخفاء 2/29, سنن دارقطنی 2/44
(59) كتاب الفقه علي المذاهب الاربعة 1/409 آراء ائمه چهارگانه اهل سنت درباره شرایط امام جماعت ذکر شده و ابداً سخنی از عدالت به میان نیامده است.
(60) الفصل في الملل و الاهواء و النحل, ابن خرم اندلسی 4/176
(61) شرح عقاید نسفیه, مسعود بن عمربن سعدالدین تفتازانی 1/186
(62) مغنی ابن قدامه 8/66, انوار نعمانیه 4/158
(63) منهاج السنة 1/216
(64) کامل ابن اثیر 8/308
(65) کامل ابن اثیر 8/429 شیعه تیوب زیباترین بهارم پایان انتظار است هرگه رسد نگارم هرروز من بهار است
سوز و نوروزالسلام علی ربیع الانام و نضره الایام سلام و درود بر بهار انسانها و شكوفایى دورانها
نوروز روزی است که قائم ما حضرت مهدی (عج) ظهور خواهد کرد و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما اهل بیت به انتظار فرج نشسته ایم . امام صادق (ع) وسایل الشیعه - ج ۵ - ص ۲۸۸ ![]()
مسیح نسیم در کالبد تیره زمین دمیده و مریم ها سرود خوان و معطر از خاک رسته . قل قل چهار قل خواندن جویبار به ریشه های کهن سپیدار دخیل بسته و دستهای بلند کبوده به سمت آسمان آبی استجابت جوانه زده. بوی ریحان و پونه از کنار سجاده آبشار بلند شده و ذکر گاه و بیگاه پوپک در قلب جنگل غوغا به پا کرده. مضراب باد ساقه های ترد شقایق را نواخته و بازوان بید را به رقص آورده و تسبیح شاخه یِ گیلاس را پاره کرده ، عطر گلبرگ های لطیف با هوا آمیخته و ورد آرام شکوفه های جاری در آب و آسمان را کوه شنیده و با باران بارها و بارها خوانده : بهار آمده است. اما... ![]()
خاک تیره را فروردین روشن می کند اما جان تیره را جز " دین " هیچ روشنی نیست . جان تیره را دین روشن می کند اما روزگار تیره را جز " امام مبین" هیچ روشنگری نیست. روزگار تیره را امام مبین روشن می کند اما تیره بختی هجران زدگانش را جز امید وصال هیچ پایانی نیست. ![]()
هامون ها به ید بیضای بهار شکافته شده اند و درختان سرد و ساکتشان شعله شکوفه به سر آورده اند اما آیا کسی از تاکستان های ازلی قلب ها نمی پرسد؟ سرزمین هایی در عمق جان انسانها که مستی ، پیاله پیاله از شاخسارشان آویخته بود و باغبانی روحانی با دستانی روشنتر از دستان موسی ریشه های بی گناهشان را در خاکی خدایی محکم و با معرفت و محبت آبیاری می کرد. باغبانی که بهار جانهای انسانها بود. باغبانی که بهار جانهای انسانها هست. ![]() باغبانی که صد نیل غفلت بین باغ های افسرده و او فاصله افتاده. باغبانی که اژدهای گناه گیاهانش عصای معجزه اش را بلعیده. باغبانی که درخت طورش در هجران و دوریش تمام سوخته. باغبانی که از او تنها نام " گل نرگس" برای ما مانده. باغبانی که با وجود تمام اینها بهاری است پاینده. باغبانی که در دست او حقیقت حیات نهفته. ودر چشمش هرگز نگرانی باغش نخفته. باغبانی که نوری است تابنده. نوروزیست که در ازل دمیده، و تا ابد زمان را در نوردیده ....
![]() ای بهار انسانها و شكوفایى دورانها
شاید امسال آخرین سالی باشد که زمین بهاری می شود و زمان نمی شودشاید آخرین سالی باشد که از دور به او سلام می کنیم و می گوییم : السلام علی ربیع الانام و نضره الایام ![]() اللهم عجل لولیک الفرج
مریم امامی - تبیان |
|