تبليغاتX
الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت علی بی ابیطالب علیه السلام
<به وبلاگ عاشقان علی(ع)خوش آمدید>
در اين قسمت به گوشه ای از دستورات متعالی باب و بها (پيغمبرانی که ادعا مي کردند تعاليمی متعالی و مطابق با درک و فهم و نيازهای جديد بشر امروزی نازل نموده اند) می اندازيم:

      در اينجا ليستي از دستورات مدرن اين گروه را براي عصر مدرن امروزي باز هم از منابع اصلي ايشان مي آورم و همينجا همه علماي بیت العدل آنها را (كه البته كلمه علما براي يك گروه سياسي ورشكسته اصلا صحيح نيست) به مناظره فرا ميخوانم. مرد باشيد و بياييد مناظره كنيد، هيچ پيش شرطي هم ندارم. و اما دستورات بهائیت كه احتمالا نسل جديدشان اجازه ديدن آنرا نداشته اند:

      دستور اول از كتاب اقدس و نيز در تاييد همان دستور كه در كتاب بيان آمده بود: دختر دهاتي مهريه اش 19 مثقال نقره و دختر شهري 19 مثقال طلا است! اين دستور متمدنانه ريشه در ادعاي برابری انسانها و نیز وحدت عالم انسانی دارد در اين دين دارد، با اين تفاوت كه حتي بين دو دختر شهري و دهاتي تفاوت بين طلا و نفره فرض گرديده است!

      يك مورد ديگر را ببينيد كه در همين كتاب اقدس ميرزا حسينعلي مينويسد: اگر كسي به دختري زنا كرد جريمه او نه مثقال طلاست و حال آنكه زناي محصنه (كه بدتر هم هست)، حكمي ندارد. خنده آور تر اینکه جناب عباس افندی (عبد البها) که تحصصش در اصلاح و تفسیر احکام ناقص و خرابکاریها و اغلاط پدرش بود ( و به عقیده برخی نویسندگان بدون اگر وی نبود امروز از بهائیت هیچ اثری نبود!) در اصلاح این حکم ناقص و جهت خالی نبودن عریضه چنین میگوید که: کسی که زنای محصنه کند حکمش این است که: "فاقد روح انسانی" است!!!

      ديني كه در جايي مراجعه به طبيب حاذق را مقرر داشته، در تناقضگويي آشکار كه در صفحه سيصد و بيست و سه كتاب بيان فارسي آمده استعمال دارو را مطلقا حرام اعلام كرده است. جوانان بهايي يادشان باشد اگر پدرشان يا مادرشان در حال مرگ هم بودند حق مصرف دارو را ندارند در عین حال حتما به پزشک حاذق مراجعه نمایند!

      وقتی صفحه چهل و نه کتاب مقدس بیان (عربی) نوشته علیمحمد باب را میخواندم به این آیات مقدس و متعالی برخورد کردم که باعث بهت و حیرت من از اوج مفاهیم متعالی در آیات این کتاب مقدس بود: "سوار گاو نشويد و شیر خر نخوريد" ... "تخم مرغ را قبل از پختن به جايی نزنيد که می شکند و ضايع می شود. ما تخم مرغ را روزی نقطه اولی قرار داديم، شايد شما شکر کنيد."!! قطعا اين آيات متعالی که نشانه اعجاز در کتاب بيان عربی می باشد کلام خداست و کل نيازهای جامعه متمدن جهانی را بر طرف نموده است!!.

      و بشنويم از دستور ميرزا عليمحمد در صفحه دويست و هشتاد و شش كتاب بيان فارسي كه نظافت بدن را اينگونه تکلیف ميكند كه "ميتوانيد (در نسخه اوليه: بايد) هر فردي حد اكثر در هر دوازده يا چهارده روز يكبار موي كل بدن خود را كه بگيرد و سپس تمام بدن را با حنا رنگ كند!"  البته كل بدن شامل سر و صورت هم هست! ما كه حرفي نزديم، فقط خواهش ميكنيم اين دستور را اگر نميخواهيد عمل كنيد به ساير اديان هم نسبت ندهيد. در اسلام اصلا چنين دستوراتي نيست كه موي همه بدن را بزنيم!

      در كتاب اقدس جناب خدا (میرزا حسینعلی) فقط زن پدر را براي ازدواج حرام كرده و براي سايرين حكمي ندارد، و آنچه حكمي ندارد و ممنوع نشده حلال است. پسران بهايي ميتوانند با خيال راحت با خواهر و مادر خود ازدواج كنند و مطمئن باشند كه خلاف دين عمل نكرده اند و اگر بهاالله خداست هيچ ايرادي بر آنان نخواهد گرفت. البته اگر تا حالا اين مورد را امتحان نكرده ايد که متاسفانه شواهد خلاف آنرا نشان می دهد! مغالطه هم نکنید و نگویید بقیه ازدواجها قبل از بهائیت هم حرام بوده (در اسلام) و لذا احتیاجی به گفتن نداشته چون ازدواج با زن پدر هم در اسلام حرام بود! ضمنا نمیتوانید ادعا کنید که بهائیت در دورانی آمده که مردم با عفل خود میفهمیدند که ازدواج با خواهر و مادر حرام است چون مردم میدانند که زن پدر هم مادر است و مطمئنا با عقلشان می فهمند که با مادر ازدواج نکنند. پس دو حالت پیش می آید: یا حکم ناقص است و یا حکم بی فایده است. البته احتیاج به استدلال هم نداشت: کپی شناسنامه حد اقل 200 بابی و بهائی را که پدر و مادر قیل از ازدواج خواهد و برادر بوده اند در دست داریم. مناظره کنید نشانتان می دهیم.

      و بشنويد از درگيری های این خدايان با اهل بيت خود! کسانی که با شعار صلخ عمومی وحدت عالم انسانی و دهها شعار عوام فريبانه ديگر برای نجات جامعه بشری اعلام ظهور نموده اند در کتب خويش به يکديگر القابی را نسبت می دهند که شايسته شئونات خدايی آنها و شعارهای اساسی شان مخصوصا شعار "صلح عمومی" نبوده است: از خطابه مشهور بها الله که در آن برادر خويش را الاغ معرفی نمودند بسيار شنيده ايد. در الواح وصايای عبد البها نیز وی برادرش را که با او در جانشينی پدر رقابت داشت با کلمات: "سگ، خوک، سوسک، کلاغ، روباه، کرم خاکی، خفاش و پشه" توصيف نموده است. اين در حالی است که خود را "بلبل و طاووس" معرفی می نمايد. در کتاب مائده آسمانی نیز خطاب به يحيی ازل وی را حرامزاده را بکار می برد. البته برادرش نيز اين کلمات رکيک را بی پاسخ نگذاشته و وی را "گوساله و الاغ دو پا" می خواند. اميدوارم پيغمبران و خدايان آينده اين فرقه از ميان مردمان با فرهنگ تر و ترجيحا شمال شهر انتخاب شوند تا مشکلات اين چنينی پیش نيايد!

      اشراق خاوری نیز در کتابش به نقل از شوقی افندی می نويسد: "همسر دوم باب مورد دست درازی يحيی ازل قرار گرفت و چون او را نپسنديد، وقف مريدانش کرد." این بود آئین و ديانت متعالی بهائیت!!!

       در كتاب اقدس جناب خدا!!! (حسينعلي) و كتاب بيان خداي قبلي!!! (عليمحمد) از اين احكام مترقي زياد است، فقط كافي است كه بگذارند بخوانيد و يادتان باشد روز مناظره هم بياوريد چون اگر ما آورديم شما قبول نميكنيد و ميگوييد كتب در دست مسلمانان تحريف شده است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/23ساعت 16:50  توسط سید محمد امین  | 

السلام عليک يا علي بن موسي الرضا المرتضي، حجتک علي من فوق الارض

 

 

... همراه با کبوتران حرم 

خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/16ساعت 16:59  توسط سید محمد امین  | 

باز هم مدينه بر خاك سياه اندوه نشسته و سكوتي ژرف، همه جايش را فرا گرفته است. دوباره گرد و غبار بر ديوارهاي گلين خانه ها نشسته است. باد غربت در كوچه باغ هاي خزان زده شهر، خود را به در و ديوار مي زند و آواره مصيبت روح جاوداني صبر، امام مجتبي عليه السلام است.

حسن عليه السلام، اين سيد جوانان اهل بهشت، اين خلق نيكوي محمدي، اين اسطوره صبر و بندگي، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ايستاده و با جگري تفتيده از نامهرباني دشمن خانگي اش، عزم پر كشيدن تا بي كران عرش خدا را دارد.

 

          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/16ساعت 16:53  توسط سید محمد امین  | 

سلام بر تو ای فرستاده خوبی ها، ای مهربانترین فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمین فرا خوانده شدی تا انسان را با معنای واقعی اش آشنا کنی. تو آفتاب روشن حقیقت بودی در شام تیره زندگی از مشرق دلها برآمدی. ای کامل ترین آفریده، ای بهانه آفرینش، هجران تو هستی را به تب و تاب انداخته است و چوبه تابوت فراقت، بر شانه های آسمان سنگینی می کند که این گونه پیشانی در چین و چروک ابرهای پر باران کشیده است. گهواره زمین و روانداز آسمان، خالی شدن بستر خود را از دُردانه هستی باور ندارد و مانند دل غم گرفته رهروانت، اندوهگین است. شعله های غم، از خارزار پر التهاب زمانه سر می کشد. فرشتگان به سوگ نشسته اند و قیامت اندوه به پا شده است و اکنون، آسمان تب دار غروب جان گداز توست.

 اما در این پاییز هیچ پرچمی همانند پرچمی که تو برافراشتی به اهتزار درنیامده است. نامت در جاری همه اعصار، جاودانه شده است.
ای رسول مطهر خدا! تو رفتی و اهل بیت گرامی ات اسیر کینه ها و ستمکاری ها شدند. نامردمان، حسن
علیه السلام، آن سید جوانان اهل بهشت، آن خلق نیکوی محمدی، آن اسطوره صبر و بندگی را با جگری تفتیده از نامهربانی دشمن خانگی اش، شهد شهادت نوشاندند و باز هم مدینه را خاک سیاه اندوه فرا گرفت و دوباره گرد و غبار غم بر دیوارهای گلین خانه نشست. عرشیان همه در سوگ فرزند زهرا سلام الله علیها می نالند و یکدیگر را در این اندوه سترگ تسلی می دهند و سلام می دهند به آن تنهاترین سردار منظومه غربت، به آن روح سبز و جاری بخشندگی و بردباری، کریم آل طاها (ع).

و سلام ما بر تو! ای رسول وحی و پیامبر نیکی و خاندان پاکت، ای قلب عالم امکان و ای برگزیده حق!

                                

                                      

                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/16ساعت 16:42  توسط سید محمد امین  | 
در تاریکی هوا آرام آرام به سمت قبر مطهر آمدم. ناگهان شخصی در دل تاریکی به سمت من آمد و گفت: برگرد. اکنون نمی توانی زیارت کنی. از برخورد او فهمیدم جزو نگهبانان نیست...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/12ساعت 12:34  توسط سید محمد امین  | 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

 

 

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

 

 نخستين اربعين

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.

  

 اربعين و عرفان

 اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.

و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08ساعت 11:43  توسط سید محمد امین  | 
واژه «اربعین‌» در متون دینی و مجموعه‌های حدیثی از ارزش والایی برخوردار است. آثار حفظ چهل حدیث، اخلاص عمل در چهل روز و دعای عهد در چهل صبح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، شهادت چهل مؤمن برای میت، برگزاری عبادت در چهل شب چهارشنبه برای دیدار حضرت ولی عصر علیه السلام، و بعثت غالب انبیأ در چهل سالگی، از جمله مواردی است که ارزش و جایگاه این اصطلاح اسلامی و عرفانی را مشخص می‌سازد.

«اربعین‌» از اصطلاحات رایجی است که در متون اسلامی کاربرد زیادی دارد، مثلا در برخی از روایات به عنوان نماد کمال، حدی برای تصفیه باطن و... قلمداد شده است.

در این نوشتار به مناسبت روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام برخی از موارد کاربرد این واژه ارزشمند که در فرهنگ اسلامی به مناسبتهای گوناگون از آن یاد شده و گاهی پیامهای اخلاقی و دستورهای الهی با آن همراه شده است، تقدیم خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 19:56  توسط سید محمد امین  | 
 
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرنگار جهان، فرقه ضاله وهابیت با دریافت امکانات گسترده وارد مبارزه و تخریب اعتقادات شیعه در استان های جنوبی کشور شده است.

وهابیون در تازه ترین تحرکات خود علیه تشیع، فعالیت هایی را در استان بوشهر آغاز کرده اند و در این راستا اعتبارات سنگینی را برای رسیدن به اهدافشان هزینه می کنند.

گفتنی است شغل اکثر مردم رودان از توابع شیعه نشین استان هرمزگان کشاورزی و بویژه مرکبات، است که وهابیون برای جلب توجه، محصولات آنان را با قیمت بالا خریداری می‌کنند.

همچنین گروهی از هواداران فرقه وهابیت برای دریافت مجوز تاسیس مدارس غیر انتفاهی در استان گلستان به تکاپو افتاده اند.

این گروه در جریان بر گزاری مراسم فرهنگی از جمله نمایشگاه کتاب در این استان برخی از مدعوین را تهدید می کنند.

چندی پیش گروه مذکور به یکی از غرفه‌های انتشارات هجوم برده و از مسئولان این غرفه خواستار بازگشت به قم شدند.

این افراد با راه اندازی محافل علمی و فرهنگی به تبلیغ اندیشه های خود می پردازند و خواستار ایجاد مدارس غیرانتفاعی ویژه این فرقه در منطقه خود شده‌اند.

این در حالی است که در سال‌های اخیر وهابیون فعالیت های خود را علیه تشیع در نقاط مرزی کشور گسترش داده اند.


منبع خبر: جهان نیوز
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/02ساعت 1:32  توسط سید محمد امین  |